ازگیل را در اكثر حصه های افغانستان بنام دولانه یاد ميكنند ازگیل میوهء در ختیست كه در اواخر خزان میرسد در مربوطات ولایت پروان بقسم خودرو یافت ميشود. گلهایش سفید میوهء آن قهوئی رنگ و طمع مطبوعی دارد، خسته آنرا ميكارند و همچنین بدرخت ناك و بهی پیوند مینمایند.

تاریخچه ازگیل:

چهارصد سال قبل از تولد بقراط ازگیل را به مریضان مبتلا به ترشی و سوزش، و عوارض تب تجویز میكردند.
»سنت بلدگراد« در باره ازگیل در كتاب خود چنین مینویسد. تمام قسمتهای درخت ازگيل خاصیت طبی دارد. هرگاه پوست یا چوب درخت ازگيل خشك و بصورت پودر در آورده شود و با مقدار الكول مخلوط گردد برای دفع تب مفيد ثابت ميشود زيرا برگ و ريشه درخت ازگيل تب بر است ميوه درخت مذكور برای اشخاص سالم و مريض مفيد دانسته شده چه انسان را فربه و خون را صاف ميكند.
ازگیلگويا دو عمل (تقويه وتصفيه) را در وجود انسان انجام ميدهد.
ميوه ازگيل را جوش داده با مخلوط شيرنی برای دفع قی ناشی از مرض وبا بكار ميبرند.
برگهای درخت ازگيل نسبت داشتن مقدار زياد تانن (Tanin) خاصيت قابص دارد و هم بعنوان دوای غرغره و معالجه آنژين و تحريكات گلو استفاده ميشود.

معالجه آبسه دهن و گلو:

مقدار(50) گرام برگ تازه يا خشك درخت ازگيل را با يك ليتر آب سرد(15) دقيقه جوش داده و بعد از دم دادن از صافه گذشتانده، بعد آب حاصله چندين مرتبه برای نرم ساختن آبسه گلو غرغره شود. بزود ترين فرصت آبسه را به اصطلاح پخته كرده و سر آنرا بازمينمايند.

معالجه اسهال:

دو صد گرام ميوه رسيده ازگيل كه قبل از مخلوط باشير دانه های آن كشيده شده باشد، باشيرنی و دو لیتر شیر داغ يكجا و بقسم شيرنی تهيه و برای رفع اسهال و نفخ معده خورده ميشود.
يك كيلوگرام ازگيل تازه را درنيم ليتر آب با (800) گرام بوره مدت چهل و پنچ دقيقه جوش داده و سپس به چهار حصه تقسيم، و هر حصه را در يك يك بوتل پاك انداخته روز چندين قاشق برای مبتديان اسهال داده شود خيلی مفيد و مجرب ثابت ميشود.

معالجه انژين:

50 گرام برگ خشك يا تازه ازگيل را در آب جوش داده توسط آب مذكور چندين مرتبه غرغره شود گلو دردی و آنژين را درمان ميكند.ازگیل

معالجه سالدانه:

جوشانده 50 گرام برگ ازگيل برای معالجه سالدانه مفيد است و بصورت پتی گذاشته ميشود.

تداوی اختلال قاعدگی زنان:

خانمهائيكه دچار اختلال قاعدگی هستند، هرگاه شيره ازگيل را سه روز قبل از دوره قاعدگی بخورند عارضه شان رفع ميشود.

ازگیل يا

كنس-كنوس-فرعردر- ذوثلاث حباب-موشمله – كندس- لژگيل.