قبل از از پاستور مردم را عقیده بر این بود که یک جسم زنده از غیر زنده به وجود میاید واکثریت مردم خرافات پسند بودند. هر عالم و دانشمند که یک نظریه را اراهه میکرد کشته میشد و انها میگفتند که این ها جادوگر اند.
قبل از ارسطو عقیده داشتند که اگر دو خشت را مرطوب کنیم و بالای هم بگزاریم گژدم تولید میشود و یا اگر تکه های کهنه را برای مدتی زیاد در جای بگزاریم موش تولید میشود. حتی در وقت خارج شدن از خانه یک لباس مخصوص که از سر تا پای شان پوشیده میشد و در حصه روی خود یک نول دراز مثل مرغ ها وچشم های بزرگ در لباس خود رسم میکردند. خلاصه بسیار ترسناک و انها را عقیده بر این بود که از لباس ترسناک مریضی ها میترسند و نزدیک شان نمیشوند. البته این عقاید خرافاتی در اوروپا زیاد دوام کرد. تا اینکه لوی پاستور در ۱۸۲۲-۱۸۹۵ و رابرت کوخ ۱۸۳۴-۱۹۱۰ این عقاید را غلط ثابت کردند قبل از این که تجربه ها ی پاستور را تشریح دهیم جا دارد که کمی از سوانیح این مرد بزرگ را بنویسیم.پاستور فلمیمنگ

لوی پاستور و الکساندر فلیمینگ
پاستور کیمادان ومکروسکوب شناس فرانسوی است که دست اورد ها ی او در زمینه علم و صنعت و در پیشبرد دانش بشری بسیار با ارزش بوده است. پاستور در نو جوانی و جوانی بجز طراحی، نقاشی و رسامی از خانواده دوستان به چیز دیگر علاقه نشان نمیداد. پس از ختم مکتب در شهر اربوا همرای خانواده خود به بزانسون رفت ودر انجا دیپلوم هنر را گرفت.
لوی پاستور با توصیه پدر و دوست انها که رهیس فاکولته ارابوا بود از ادامه تحصیل در رشته هنر منصرف شد و به فاکولته سلطنتی بزانسون رفت و در ۲۵ سالگی از سوربون دوکتورای علوم گرفت به همین ترتیب در پیشرفت علم و دانش تا اخر عمر سعی و تلاش نمود. پاستور به نسبت تجربه های خود و از علومی که فرا گرفته بود نظریه داد که اجسام خوردی است که باعث امراض و ترش شدن شیر و غیره میشوند. نامبرده به جراح ها و دیگر دوکتور ها توسعه نمود که در وقت جراحی دست ها را با صابون شسته و الات جراحی را جوش دهند. علاوه بر آن گفت که شیر را تا یک حد معین جوش بدهید که از ترش شدن نجات پیدا کند. نا گفته نباید گذاشت که افتخار طریقه پستوریزیشن به نام این عالم بزرگ تعلق گرفت.
پاستور کتابهای را از خود بجا گذاشت در سال ۱۸۸۸میلادی انستیتوت پاستور به پاس خدمت های ارزشمند این دانشمند در شهر پاریس تاسیس شد. پاستور تا اخر عمر سر پرستی این موسسه رابه عهده داشت.
به تعقیب کار های پاستور تا قرن ۲۰ با وجود حفظ الصحه شفاخانه ها بعید به نظر میرسید که در آن قرن واکسین های ضد امراض مثل دفتری، سینه بغل، سفلیس، توبرکلوز وغیره کشف شود.
بعد از پاستور یک تعداد علمای دیگر تحقیقات خود در همین باره نمودند. در سال ۱۹۲۲ الکساندر فلیمینگ از فاکولته سنت ماری در لندن فارغ شد. نامبرده اولین عالم است که پنسلین را گشف نمود که در تمام دنیا به نام کاشف پنسلین مشهور است. در این جا لازم میبینم که یک کمی سوانح الکساندرفلیمینگ را به شما معرفی نمایم.
پدر فلیمینگ یک زارع غریب از اهالی اسکاتلند بود. یک روز در حالیکه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود از خندقی در آن نزدیکی صدای در خواست کمکی را شنید وسایل خیش را بروی زمین انداخت و به سمت خندق دوید. پسری وحشت زده که تا کمر در خندق فرو رفته بود فریاد میزد و تلاش میکرد تا خودش را آزاد کند. فارمر فلیمینگ پدر الکساندر فلیمینگ او را از مرگ نجات داد روز بعد یک گادی مجلل در خانه محقر فارمر فلیمینگ توقف کرد و گفت من میخواهم جبران کنم. شما پسرم را از مرگ نجات دادید. شخص معتبر پرسید پسر شما کجاست در همین لحظه پسر زارع رسید. شخص اشرافی گفت من پسر شما را باخود لندن میبرم تا تحصیل کند و یکروزی تو به او افتخار خواهی کرد. بلاخره الکساندر فلیمینگ از فاکولته طبابت سنت ماری فارغ التحصیل و به همین ترتیب ادامه داد تا در سراسری جهان به عنوان سر الکساندر فلیمینگ کاشف پنسلین مشهور شد. سال های بعد پسر اشراف زاده به مریضی توبر کلوز مبتلا شد. چه چیز نجاتش داد؟ پنسلین.

کاشف پنسلین این دوا را چطور کشف کرد؟

در لابراتور فلیمینگ جلب توجه او به یک پارچه نان پوپنک زده شد. او پوپنک ها را جمع اوری کرده و تصفیه کرد و دفعه اول بالای حیوان تجربه نمود. ملاحظ نمود که در مریضی آن حیوان بهبودی حاصل شد. بعد از اینکه اطمینان اش حاصل شد کشت پوپنک را توسعه داد که یک تعداد امراض تحت کنترول آمد.
رفقای فلیمینگ نیز تحقیقات زیاد کردند. پنسلین در وقت جنگ جهان دوم بسیار زخمی ها را نجات داد، اما در انگلستان ساحه زیاد برای کشت پنسلین نبود در وقت جنگ امریکا ساحه
های زیادی را به کشت پنسلین تخصیص داد که در جنگ جهان دوم برای زخمی ها آب حیات شد.
بعد دیگر علما از مواد های کیمیاوی اقسام وانواع انتیبیوتیک ها را ساختند وامراض گوناگون را توسط انها تداوی میکند. ناگفته نباید گذاشت که هر مرض توسط انتیبیوتیک معالجه نمیشود. تنها امراض مکروبی را میتوان معالجه کرد. انتیبیوتیک به معنی -انتی ضد وبیو یعنی حیات.

مکروب

اجسام زنده یک حجره ای اند که قابلیت انقسام را دارند. دارای هسته، سیتو پلازم و دیگرساختمان های که در هر حجره موجود است. ما مکروب ها را به چشم برهنه دیده نه میتوانیم تا که تحت مکریسکوب نباشد.
میکروب ها دو نوع اند:
۱- پتوجن یا مرضی
۲ ـ مکروب های مفید
مکروب های پتوجن باعث امراض گوناگون میشوند و در آب، خاک، در جسم حیوانات و نبا تات یافته میتوانیم. مکروب ها اولین جسم حیه در روی کره زمین بودند.

ویروس ها

ویروس ها بر خلاف باکتریا سلول نیستند. در داخل ویروس ها نیکلیوک اسید و در اطراف آن یک غشا میباشد. ویروس ها در خارج از جسم تکثر نمیکنند اما هنگامی که در داخل جسم انسان یا حیوان شدند شروع به تکثر میکنند. یک حجره که از ویروس پر شد جدار آنرا شگافته در حجره دیگر میروند تا که تمام حجرات را استیلا کنند بعد مریضی شروع میشود.
ویروس ها توسط انتیبیوتیک تداوی نمیشوند بلکه توسط واکسین فعالیت شان از بین میرود. انها انقدر کوچک اند که یک ملیون بار خورد تر از ملیمتر.
قبل از اختراع مکروسکوب الکترونیک موجودیت این ها معلوم نبود. ویروس ها همیشه خود را تغیر میدهند. مثال اگر یک واکسین در یک سال درست میشود سال دوم کار نمیدهد. از همین سبب بعضی واکسین ها را پیدا کرده نمیتوانند. مثال ویروس سیدا وانفلانزا ها وغیره همرای ویروس ها به ساحه طبابت یک اندازه مشکلات موجود است. ناگفته نباید گذاشت که هرگز مریضی ویروسی توسط انتیبیوتیک درمان نه میشود.

سمارق های مکروسکوپی

باعث امراض گوناگون مشوند. این ها در هر حصه بدن که مساعد باشد نمو میکنند مثلا در تحت ناخون ها در شش ها در بیره ها و روی جلد و غیره مناطق که برایش مساعد باشد. اصلا سبب نموی سمارق ها، حفظالصحه خراب میباشد.
سمارق های زره بینی یا میکوسس باعث مریضی های گوناگون در انسان ها و حیوانات میشود. در انسان ها از قبیل پوست، ناخون ها، دهن وسیستم تنفسی، سیستم هاضمه، اعضای تناسلی موجود است. در بین روده ها سمارق ها و مکروب ها به سیستم تعاونی زندگی میکنند و یا به عباره دیگر زیست باهمی بدین نسبت از تکثر زیاد جلوگیری میکنند. در سیستم هاضمه در اثر گرفتن انتیبیوتیک به امراض جهاز تنفسی مثل برانشیت وغیره مریضی ها که استعمال میشود مکروب ها از بین میروند وسمارق ها فعال میشوند. انسان به بعضی مریضی های دیگر از قبیل اسهال وغیره مبتلاه میشوند. محیط گرم و مرطوب تکثر سمارق های زره بینی را زیاد میکند.
در مریضی شکر و کم شدن قوه دفاعی بدن نیز تکثر زیاد میشود. در نزد خانم ها میکوسس در اعضای تناسلی زیادموجود است. میکوسس که در نزد خانم ها یافت میشود کاندیه الیکن نام دارد که باعث خارش و سوزش زیاد میگردد. بر علاوه در پا ها خصوصا
در شصت کلان در تابستان که بوت های بسته مدت زیاد در پا هاباشد تکثر میوکوسس ها حتمی است در هر صورت سمارق ها در زمین و هوا و همه جا موجود است. هر جاه که ضمینه برایش مساعد بود نمو وتکثر میکنند.
نا گفته نباید گذاشت که خوشبختانه ادویه به همه انواع و اقسام میوکوسس ها موجود است اما صحت یابی از میوکوسس کمی مدت زیاد به کار دارد

Spread the love