دراين بخش ميخواهم در مورد بيماريdepression يا انحطات روحي، که بعضا بنام افسردگي (په پښتو ژبه:ژورخفگان) نيز يادميگردد بحث نمايم.
در اول بايد متذکر شد که دپريشن به معني ديوانگي نيست. داواقع، اين بيماري از باعث اختلال يا بينظمي در هورمونها يا مواد کميياوي که در مغز انسان بصورت طبيعي وجود دارد، به ميان مي ايد. البته فکتورها يا عوامل ارثي، خانوادگي، جنگ، بيکاری، تنهائی، ازدست دادن اعضاي خانواده يادوستان، امراض مزمن، مهاجرت، جدائی از عزيزان وامثال ان، درايجاد اين بيماري نقش بازي ميکند. دپريشن
در کشور های غربي، تقريبا ٣٠ در صد از اشخاصيکه نزد داکتر خانوادگي مراجعه ميکنند، شکايات شان عمدتا ناشي از دپريشن پنداشته ميشود.

چنين افراد از يک داکتر به داکتر ديگری رفته، وازشنيدن اينکه معاينات شان نارمل است، ناراحت ميگردند.
اين بيماري به اهستگي، طی هفته ها، ماه ها وحتي سالها به سراغ انسان مي ايد.
در اوايل بيمار از دلتنگي، پريشاني خاطر، عصبانيت بيجا، ضعيفي وکسالت، رنج ميبرد. خواب ناراحت ميشود، مثلا مريض تا نيمه هاي شب وحتی صبح بيدار ميماند، بعضی از مريضان، در سر شب بخواب رفته ولي در نيمه شب يا صبح وقت از خواب بيدار ودوباره به خواب رفته نميتواند. برخلاف بعضي مريضان مبتلا به دپريشن، خواب زيات ميکنند. شب ها زود بخواب رفته وتا نيمه های روز بيدار نمي شوند.
درطول روز مريض احساس خستگي، ناتواني وافسردگي ميکند. بعضي ها دعاميکنند که خدايا کاش روز وجود نميداشت.
سیتم هاضمه
مريضان مبتلا به دپريشن از زندگي واز خوشي های ان لذت نميبرند.
بعضي ها ميگويند از هرسو غم باران است.
مشکل کوچک خيلی ها بزرگ جلوه ميکند. درمقابل حرفها وچيزهای اندک دلهره وتشويش عايد حال مريض شده، وقايع غم انگيز گذشته ها بصورت مکرر روح و روان را ناراحت ميسازد. برخي از بيماران از سردردي ، تشوش هاضمه ودرد های مبهم اعضاي مختلف بدن شاکي ميباشند. دیپريشن
حافظۀ بيماران تضعيف يافته وتمرکز فکري متضرر ميگردد.
عده ازبيمار دپريس چشم های اشک الود داشته، بيدون سبب واضح، گريه ميکند.
از زندگي نا اميد شده، خود را بی ارزش احساس ميکند. اشتها تنقيص يافته منتج به باختن وزن ميگردد. برخی از بيماران برخلاف اشتهای بيشتر داشته، چاق ميشوند.
سیتم هاضمه
تشخيص اين بيماري نزد جوانان مشکلتر است. معمولا همچو جوانان د دروس خودپسمان بوده به سرو صورت شان رسيدگي نميکنند. برخي ازجوانان بيمار عصباني وجنگره شده از خانه فرار ميکنند. ديگران خودرا دراطاق خواب قفل کرده، نميخواهند باکسي هم صحبت شوند. برخي ازبيماران به مشروبات الکهولي و مواد مخدره پناه ميبرند.

عدۀاز مادران بعد از ولادت طفل شان به مريضي دپريشن مبتلا ميگردند.
شوهر وساير اعضای خانواده بايد دمورد چنين بيماري معلومات حاصل کرده وبيمار را ياري کنند. چه، در برخي از موارد چنين مادران به زندگي خود ونوزاد شان خاتمه داده، خودکشي ميکنند.
يک عدۀ قابل ملاحظۀ بيماران دپريس، شديدا نا اميد شده، زندگي را بار دوش پنداشته، دست به خود کشي ميزنند.

ازاينکه ديگران در مورد مريض دپريشن معلومات کمتر ميداشته باشند و تشخيص اين بيماران نيز بعضا مشکل ميباشد، در نتيجه روابط خانوادگي متضررشده، دوستان نيز متاثر ميشوند. دربرخی از خانواده ها، بخصوص در انهايکه مشوره نمودن درمورد ناراحتي هاي شان با همسر ويا شخص نزديک ديگرکمتر مروج است، مشکلات و جنجالهای بزرگ از قبيل لت و کوب، طلاق وجدائی حتي کشت وخون، بوقوع پيوسته ميتواند.دیپریشن

چگونه ميتوان از مريضی دپريشن جلوگيري کرد؟

روابط نزديک، صميمي وباز با همسر، اعضاي خانواده، دوستان واجتماع، در جلوگيري اين بيماري خيلي مفيد است.

تلاش نمايد مشکل تان را، ولو کوچک، با همسر ودوستان نزديک در ميان گذاريد. لازم است تااز دوستان تان منظم احواگيري نموه، دراموراجتماعي بشمول عبادت، ورزش وتفريحات سهم فعال گيريد. در زندگي روزمره يک ذوق دلپذير داشته باشيد.
داشتن شغل ووظيفه، ميتواند از بروز اين بيماري جلوگيري کند. بخاطر داشته باشيد که لا اقل دوروز درهفته به کار نرفته، به تفريح ومشغوليت سالم بپردازيد.
به زندگی، تعليم وورزش اطفال تان علاقه داشته، خوش صحبت ومهربان باشيد.
کوشش کنيد در حال حاظر بسر بريد، هدف اينکه در مورد گذشته ها واينده زياد فکر نکنيد.

تداوي

چون تشخيص بيماري دپريشن ساده نيست، خود ويا شخصي ديگري را که بنظر تان، بصورت غير معمول خفه وغمگين ديده ميشود، به داکتر رهنمائی نميايد.
در جهان متمدن همۀ دوکتوران ودر کشور های عقب مانده، عده قابل ملاحظه دوکتوران طب با اين بيماري اشنائی داشته وشما را ياري خواهند کرد.
councelling يا تداوي رواني در حالات خفيف وشديد مرض مفيد پنداشته ميشود.
رونشناسان، وکسانيکه در مورد معالجه رواني چنين امراض تحصيل وتجربه دارند، به حرفهاي تان گوش فرا داده، انرا تحليل وتجزيه نموده وشمارا کمک ميکنن که چگونه بر مشکلات فايق گرديد.
در بازار طبابت، ادويه جات متنوع جهت مجادله با بيماري دپريشن وجود دارد.
قابل ياد اوري ميدانم که يک دوا شايد در تداوي يک بيمار خيلي موثر بوده درحاليکه به بيمار ديگري چندان فايده نخواهد داشت. بنا بر ان از تدواي خودسر خوداري نموده به هدايت داکتر معالج گوش فرا دهيد.
همۀ ادويه جات، بخصوص انهايکه در تداوي دپريشن بکار ميروند عوارض جانبي نيز دارند. اکثر بيماران، بخصوص در دو سه هفته اول تداوي، از مشکلات ناشي از عوارض ناگوار ادويه جات رنج ميبرند. کوشش کرده از داکتر معالج در مورد پروبلم هاي احتمالي ناشي از استعمال ادويه، معلومات حاصل نمايد.
هرگز ادويه را خود سر قطع نکرده، در صورت بروز مشکل جدي درمورد ادويه ويا موارد ديگر، با داکتر تان مشوره نمايد. داکتر معالج، بادر نظر داشت مشکل عارضه ناشي از دوا، انراتبديل نموده ويا هدايت مناسبي ديگري توصيه خواهد کرد.
تکرار ميگردد که هرگز ادويه تانرا خودسرانه قطع ننمايد.
اکثر بيماران دپريس، در مدت ٦ تا ١٢ ماه با اخذ ادويۀ مناسب، احساس بهبودي کامل ميکنند. در اين صورت، بنا بر مشوره داکتر معالج، ادويه مجوزه به تدريج در مدت چند هفته يا چند ماه قطع شده ميتواند. بعضا به تداوی طولاني تر ضرورت مي افتد، ودر برخي از موارد، بعد از قطع دوا، بيماري دپريشن تکرار ميگردد.
لازم است تا با داکتر معالج تماس منظم داشته ودر مورد ادامه تداوي مشوره وهدايت اخذ نمايد. از متود تداوئی ديگران تقليد نکرده، بدانيد که هر کس يک شخصيت ديگري است وطبيعت جداگانۀ دارد.
هرگز نااميد نشويد. حتما شفا ياب ميشويد

نویسنده: داکتر صافي،سدني استراليا

Spread the love